تراس خونمون...

امروز عصر, وقتی همسری رفت سر کار, منم هوس چای با خرما کردم!

... به پا خواستم ...

و یه چای واسه خودم گذاشتم! در همین حین هم پوست دوتا خرما رو گرفتم و داخلش هم گردو گذاشتم,  تا یه حاله اساسی به خودم بدم!!!

بعد هم یه صندلی گذاشتم تویه تراس و همراه با چاییم, رفتم بیرون رو دید زدم و چای خوردم!

۲۰۱۴۰۵۰۷_۱۹۲۲۱۷.jpg

عاشق اون خونه رو به روییه ام! خونشون مثل جنگلـــه!!!

... ...

بعد هم یادم اومد از گلدونام عکس بگیرم و بذارم اینجا تا شما هم ببینید!

ولی به علت تنبلیم که حوصله نداشتم یک متر برم نزدیکتر, و از همونجا گوشیم رو زوووم کردم! یکمی عکسش بی کیفیت شده!!!

۲۰۱۴۰۵۰۷_۱۹۲۵۱۶.jpg

...

۲۰۱۴۰۵۰۷_۱۹۲۶۱۶.jpg

اینم گلدون حسن یوسف منه, که من خیلی دوسش دارم, ولی از روز جمعه که جاش رو عوض کردم و بردمش تویه تراس, همه ی برگاش ریخته!!!

هر روز کلی باهاش حرف میزنم تا خوب بشه!

امروز هم پایه همه گلدونام یکمی خاک ژله ایی ریختم تا تقویت بشن! و در همین حین دیدم که حسن یوسفم یه برگ تازه کوچولو داده!!!

/ 5 نظر / 8 بازدید
خانم رنگی رنگی

اون گلدون سرمه ایه بن سایه ؟هیچی ازش نمونده که! منم یه مجموعه کاکتوس دارم که طی چند سال جمع کردم و هر بار برم بازار گل خرج میزارم رو دست همسر اساسی البته خودشم پایس و دوس داره این سرگرمی رو. شما که شهرستانی و جا زیاد داری میتونی برای خودت باغچه راه بندازی.خیلیم برای روحیه خوبه.

فائزه ( خواهری )

آخی خواهر با احساس خودمی دیگه :) :** خرما رو گذاشتی تو خرما ؟ منظورت گردو بید ؟ :) درستش کن آجی

فائزه ( خواهری )

گلدونا خیلی ناز شدن :) برات گل می ذارم ریشه بده

فائزه ( خواهری )

وای منم عاشق اون خونه ام :) آخرش باید پولامونو بذاریم رو هم بخریمش . اما فکر می کنم لذتش به نداشتنشه که هی بری تماشاش کنی و بگی ای کاش مال من بود