شب یلدای ما...

قرار بود دیشب یا ما بریم خونه بابای همسری, یا اونها بیان!

و بالاخره ما رفتیم اونجا, و واسه همین من هم دست به کار شدم و این چیزهارو درست کردم! فقط دیگه واقعا وقت نشد که ژله درست کنم, چون ظهر هم مهمون داشتم!

لبو . چغندر . کدو

20131221_184902.jpg

تزیین خشکبار (سیب و پرتغال و موز و نارنگیشو خودم خشک کردممژه)

20131221_185028.jpg

کیک شب یلدا

20131221_185615.jpg

اینم از داخل کیک چهار رنگ من

20131221_215716.jpg

اینم از نزدیکتر

20131221_221652.jpg

اینم پسرمون,, وقتی بردمش اونجا, همه خوششون اومد و باهاش کلی عکس گرفتن!

کلاهشم هی سرشون میکردنو عکس میگرفتن!

20131221_140807.jpg

دیگه چون ما مهمون بودیم, نمیشد که میوهارو تزیین کنم و ببرم! اگه اونها میومدن کلی میوهارو خوشگل میکردم از خود راضی

(مامان و بابای خودم هم اومدن اونجا, و بهمون خوش گذشت,, فقط جای خواهر جونم و داداشم خیلی تنگ بود, مخصوصا خواهریماچ)

/ 7 نظر / 10 بازدید
ماسح

اینو میگن هنر جالب بود ... سلام

زهره

واو چه خوردنیای خوشمزه ای[خوشمزه]کیکو چیجوری چن رنگش کردی?ژله س یا رنگ غذا?

فائزه ( خواهری )

کوفت .. خجالت نمی کشی ... باید میومدی خونه ما .. چی هی پا میشی میری خونه بابای همسرت .. ایشششششششششششش :)))) پسرت منو کشته ... اصن چشاش که به من رفته ... :))) کلاهشم که به بابابزرگ دلم کیک میخواد خوب .. ای بابا ..حسودیم شد که D:

زهره

دستت طلا خواهر[ماچ]

عسل طرز تهیه زندگي

به به چقدر با سلیقه ای دوستم اون لوله لوله ای ها چین اونوخ؟؟

هستی

همشعکس غذاگزاشتی ممعلومه شیکمویی اما بهفکرماباشدهنمون اب افتاد[خوشمزه]