یلدا 93 همراه با اعضا جدید خونواده...

شب یلدا امسال با سالهای قبل خیلی متفاوت بود

(مخصوصا به دو دلیل!)

یکی اینکه چون پویا و پریا به جمعمون اضافه شده بودن قلب

یکی هم اینکه امسال نتونستم چیزی درست کنم ناراحت

تنها کارایی که تونستم انجام بدم, انار دون کردم و یه ژله بستنی درست کردم!

بعد هم رفتیم خونه مامانم اینا. 

... ...... ...

 

 

... ...... ...

این پیراهن و جلیقه رو هم مامانم دوخته بود. و واسه شب یلدایی, به پویا و پریا هدیه داد

 

پریا با پیراهن نازش

 

پویا با جلیقه قشنگش

مامان گلم, ممنونم از هدیه خیلی قشنگت. از همینجا دستای مهربونت رو میبوسم.

... ...... ...

خلاقیت مامان فائقه در حد لالیگا نیشخند

... ...... ... ...... ...

یاد سالهای پیشم بخیر که کلی وقت آزاد داشتم و واسه شب یلدا کلی کار انجام میدادم, ولی امسال به سختی ژله درست کردم!!!

/ 14 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه خواهری

سلام من گفتم تا عکسا باز نشه نظر نذارم :) الان دیدم باز شده :)))))))))) ایکون ذوقمرگ از خوشحالی و اینا خوب چطوری درستش کردی ؟

فائزه خواهری

قربونشون برم :) *

فائزه خواهری

بابا چقدر از خودت توقع داری به جاش دوتا نی نی ناز داری :) اشکال نداره چند وقت دیگه بزرگ میشن سه تایی برای شب یلدا دست به کار میشین

فائزه خواهری

خلاقیتت توی حلقم :دی خوشگلن ... پویا هم که خوابه همه اش :)

مهشيد

ان شاالله هميشه كنار هم خوش باشين :*

فائزه خواهری

ای وای چطوری نوشتی [تعجب][چشمک] خیلی باحالی بابا من بودم فقط می خوابیدم :دی

گلابتون بانو

ای جان! چه بچه های نازی! خدا حفطشون کنه. ماشاالله لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم

مامان فرزانِ

عزیزم خدا نگهشون داره چه نازن [ماچ]درکت میکنم که زود به زود آپ نمیکنی لباساشونم خیلی ناز بود

پگاه

عمرشون به درازای یلدا

پگاه

اینکه دوتا نفس داری به همه ی خوراکی های عالم می ارزه