مرور یک هفته غیبت...

  ســـــــــلامHello

بالاخره من بعد یه هفته اومدم!

هفته پیش که رفتیم خونه مامانم اینا,, جو گرفت که اونجا بمونم و یه چند روزی به خودم استراحت بدم! و این چند روز تبدیل شد به یه هفته!!!

الانم که اومدم, دست خالی نیومدم!!!

هفته ای که گذشت, تولد داداش همسری بود,, منم واسش ژله درست کردم!! 

20131212_194612.jpg

                                           Birthday Party

20131212_194638.jpg 

...

تویه این چند سالی که من عروس این خونواده ام, تازه فهمیدم که مادرشوهرم بافتنی بلده!  وقتی که بهم گفت, منم خندیدم و گفتم که واسه من یه چیز ببافین!

دیروز که اونجا بودم, این پاپوشهارو بهم داد و گفت واسه من بافته!

منم گفتم نه! تو این چند روز؟!!!؟ غیر ممکنه!!!

بعد خندید و گفت که قبلاها واسه خودش بافته و به خاطر رنگش که دخترونس, واسه من نگه داشته, ولی یادش میرفته که بهم بده!!!

puzzle_20131213_190045.jpg

خوشگله, دوستش میدارم...بازم ممنون.

تو این یه هفته ای که اونجا بودم, خودم و کشتم, و فقط این دوتا فنقلیهارو واسه همسرکم خریدم!!!!!!

20131214_152925.jpg

(یه تونیک و شال و گپ و یه گردنبند خوشگل واسه خودم خریدم! با دوتا قوری و یه قالب فنقلی واسه آشپزخونه!)

/ 6 نظر / 10 بازدید
الهام

ای جانم چه مادر شوهری چه کادو خوشکلی مبارکت باشه اون قابا هم خیلی با مزه است چقدر خوشم اومد [ماچ]

ronak

به به...خوش باشی گلم

زهره

ای جان این پاپوشا چقد نازن[قلب]چه مادر شوهر خوش سلیقه ای[پلک]دسمت دد نکونه اینقجه زحمت کشیدی[بغل]تولدشون مبارک[گل]

مهدی

خب حالا ميشه بفرماييد اين ژله ها رو چطور درستيديد ؟

فائزه ب

چرا پ دستوری که من خواستمو نذاشتی هااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فائزه

یه سوال این ژله ها رو چه جوری درست میکنین؟